اللهُمَّ عَرِّفْنِی نَفسَکَ، فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِی نَفْسَک، لَم اَعْرِفْ رَسُولَک ... اللهُمَّ عَرِّفنِی رَسُولَک، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسولَک، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ ... اللهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دیِنِی ... و در آن سوی این چشم انتظاری ها ...
X
تبلیغات
رایتل
و در آن سوی این چشم انتظاری ها ...
(موجیم و وصل ما از خود بریدن است * ساحل بهانه ایست رفتن رسیدن است)
دوشنبه 13 آذر 1391
چه خبر بدی

صبح همین که از خواب بیدار شدم و خواستم گوشیمو از سایلنتی دربیارم دیدم یه اس ام اس اومده 

خودندمش دلم نمی خواست باورش کنم ولی انقدر هوا سرد بود که باورم شد 

 

: بچه ها دیروز دکتر انوار فوت شدند! 

 

کاش باورم نمی شد 

چه صبح بدی 

چه خبر بدی 

 

استاد دکتر سید امیر محمود انوار 

تو دانشگاه شاگردشون بودیم 

به فرمایش خودشون کلاساشون کلاس نبود محفل بود 

 

باسوادترین استاد ولی متواضع ترین 

با وجود اینکه تو تمام دنیا سخنرانی های فارسی و عربی داشتند ولی سر کلاس با ما خیلی مهربون ومتواضع بودند 

از اینکه من شیرازی بودم خیلی خوششون میومد می فرمودند منم اجدادم اصالتا شیرازی بودند. 

 

با همه شاگردا خیلی خوب بودند سر کلاس وقتی حرفی می زدی یا سوالی می پرسیدم فی البداهه شعری می سرودند و جواب می دادند. 

هیچ وقت سر کلاس ایشون دلهره درس پرسیدن نداشتند و این در حالی بود که درساشون رو به بهترین شکل یاد گرفتیم 

 

صدام لعنتی برای سر مبارک دکتر انوار جایزه تعیین کرده بود. توی جنگ ایران و عراق استاد شعری رو به عنوان مرثیه خوزستان به عربی سروده بودند که برای صدام خیلی گرون تموم شده بود. 

 

برای شادی روحشون صلوات


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 305856